به آمار وبلاگتون توجه کردین تا حالا
حتما توجه کردید و متوجه شدید که یه سری میان بازدید میکنن اکثر پست هایی که ادامه مطلب داره باز میکنن ولی نظر نمیدن
آقا خانم شما که زحمت کشیدی اومدی بازدید یه کلمه بنویس "این چرت و پرت ها چه نوشتی" یا هر چیز دیگه ای که بدونم چی بنویسم چی ننویسم
درسته برا دل خودم مینویسم ولی بدونم بقیه درباره نوشته هام چی فکر میکنن خیلی خوب میشه
اگه از نوشته هام بد بنویسید خود کشی نمی کنم اصلاح میکنم
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 17:15  توسط محمود
|
پرواز مشهد-تبریز امروز در اتفاقی نادر در اهواز فرود آمد
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم شهریور 1389ساعت 0:54  توسط محمود
سلام
این ها رو مینویسم تا خودم این طوری نشم
یه سوال ؟
ما برا چی کار میکنیم؟
مگر غیر از برای آسایش و راحتی خودمان و خانوادمان
پس چرا بعد از ازاینکه اسباب و وسایل آسایش رو فراهم کردیم برامون غذاب آور میشه طوری که اگه نداشتیم راحتر زندگی میکردیم؟
به نظرم دلیلش اینه که هدف مون از کار یادمون میره و همیشه فکر اینیم که آینده رو بسازیم و آینده راحتی داشتیم و اون موقع است که حال رو فراموش میکنیم و وقتی زندگی شد فقط فردا اسباب و وسایل زندگی برامون میشه غذاب.
اون موقع است که ما فکر فرداییم در حالی که همیشه امروز که هست فردا همیشه فرداست و هیچ وقت امروز نمیشه و ما همیشه منتظر اونیم در سختی زندگی میکنیم تا فردا راحت زندگی کنیم فردایی که هیچ وقت نخواهد آمد
آینده رو بسازید ولی برا ساختن آینه هیچ وقت امروز تون رو خراب نکنید
ادامه مطلب رو هم نرید خصوصی نوشتم برا اینکه بعدا بخونم و برا فردا امروز خانوادم رو خراب نکنم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 11:7  توسط محمود
|
بهمن ماه سال ۸۵ رفتم دانشگاه (صفاهان اصفهان)
دو سال و اندی اونجا بودم کلی دوست باحال کردم با چندتاشون خیلی صمیمی بودم با بعضی یا کمتر
ولی محسن از کسایی بود که باهاش صمیمی بودم ولی کم میدیدمش کمتر می اومد دانشگاه خونشون خمینی شهر اصفهان بود هر بار که می اومد کلی باهاش درد و دل میکردم تا اردیبهشت ۸۸ که دیگه باید می رفتم یه سال نامه گرفتم و دوره افتادم بین بچه ها ازشون می خواستم برام یادگاری بنویسن محسن برام از خدا و دین نوشت و یک می هم مطلب و آرزوی موفقیت و ...
بعد از اینکه برگشتم خوزستان با بچه ها در ارتباط بودم زنگ میزدم مسیج می فرستادم به مرور کمتر شد البته نه خیلی تا زمستان پارسال (۸۸ ) به خاطر اینکه دنبال کارهای کوبیدن و ساختن خونوم بودم و هنوز هم درگیرم خیلی ارتباط کم شد امروز دوباره به محسن مسیج زدم
جواب داد شما
من هم خودم رو معرفی کردم
یه شماره داد گفت بهش زنگ بزن
زنگ زدم محسن نبود گفتم که می خوام با محسن صحبت کنم
گفت من برادرشم اگه رفقیشی زنگ بزن به دوستای مشترکتون بهت بگن چی شده
نگران شدم پرسیدم چی شده اتفاقی افتاده
گفت که تصادف کرده
گفتم کی
گفت سیزده بدر
گفتم حالش چه طوره
گفت که فوت کرده
شوکه شدم نمی دونستم چی بگم برا چند لحظه زبونم قفل کرد بهش تسلیت گفتمو اون دیگه نتونستم ادامه بدم نمیدونستم چی بگم برادرش خداحافظی کرد
بچه ها هر کی این رو میخونه برا محسن یه فاتحه بخونه
ممنوم
+ نوشته شده در شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 16:21  توسط محمود
|
امروز خیلی خوشحالم
بعد از ظهر دیروز یکی اومد یه چیزی گفت و با هم رفتیم به سمت خونشون اونجا کار داشتیم درباره عشقم بود یک قدم نزدیکتر شدم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 1:27  توسط محمود
سال ۱۴۹۰
سازمان حمایت از حقوق مردان اعلام کرد : "باید به مردان هم اجازه شرکت در فعالیت های اجتماعی داده شود"
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 16:11  توسط محمود
|
یکی از دوستام حرف قشنگی زد
اون گفت : "می ترسم یه روز هوا خاکی نباشه ما مریض شیم"
آخه اینحا تقریبا همیشه هوا گرد خاک خالصه اصلا میدونید قاتی گرد و خاک یه ذره هم هوا هست
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مرداد 1389ساعت 1:3  توسط محمود
|
امروز بعد از بازی فولاد و استقلال که فولاد تونست ۲-۱ استقلال رو شکست بده مجید جلالی تو مصاحبه آخر بازی حرف قشنگی زد حرف حرف دل همه خوزستانی ها و همه ساکنان غرب کشور بود
اون گفت : "امیدوارم حداقل یه کمی از گرد خاک خوزستان به تهران برسه تا شاید مسئولا یه فکری براش بکنند"
+ نوشته شده در شنبه نهم مرداد 1389ساعت 22:59  توسط محمود
|
امروز یه پیام برام اومد که به نظرم فاجعه داره تو کشور ما اتفاق می افته و ما داریم قسمت بزرگی از هویت تاریخی مون رو از دست می دیم
متن پیام : "آیا می دانید حذف بخش هخامنش از کتاب درسی دانش آموزان تصویب شد فرزندان ما دیگر حتی نام کوروش بزرگ را نخواهند شنید . آیا می دانید 29 اکتبر روز جهانی کورش است و این روز فقط در تقویم ایران نیست "
خدایا بر سر ما ایرانیان چه شده تو به دادمان برس ما که ... .
+ نوشته شده در جمعه هشتم مرداد 1389ساعت 15:44  توسط محمود
|